عاشق نوشتنم . بعد از ترانه قلم يگانه ترين مونسم. |
چون دیده به کار آید ! از عقل چه بر آید.؟! همین!

آقا دار ... یکی بود و یکی نبود.کاس آقا از روستای خود راه افتاد تا بره شهر.
فاصله روستا تا شهر چندکیلومتری بود.که باید پیاده طی می کرد.در بین راه ازچند تپه وچند رود و رودخانه باید می گذشت.از دومین تپه که سرازیر شد.چشمش به درخت خشکیده اناری افتاد. با خودش فکر کرد عجب چوبی دارد این درخت ،به درد ساختن عصا میخورد. اما الان که نمی توانم با خود ببرم. پس تکه ای از شال سبز خود را پاره کرد و به آن بست. تا نشانی باشد برای برگشت و آنکه رد درخت را گم نکند در راه برگشت و سپس به راه خود ادامه داد.
ساعتی گذشت .ملای ده به همان درخت رسید و ناگهان چشمش به آن پارچه سبز افتاد. آه و فغان کرد که ای وای بر ما ، درخت نذر کرده در نزدیک ما وجوددارد و مانمی دانستیم، ای وای بر ما !!!
به سرعت خود رابه ده رساند .که ای مردم بیاید . آقا دار (درخت)به شما هر آنچه بخواهید خواهد داد . تا حالا کراماتی کرده و گرنه سبزی بر آن نمی بستند!! و... مردم گروه گروه راه افتادند . گروه گروه .....
همه حاجت داشتند.شفا میخواستند و نذر داشتند . شمع روشن می کردند و پارچه می بستند. و ملا بود که بازار گرمی می کرد. و باوری که عمیق میشد به همین سادگی !
مدتی نگذشت که درخت خشکیده شد . عزیز همه ..... مورد احترام و اکرام. روزی نبود که عده ای به این امامزاده نروند و حاجت نگیرند.چه پول هایی که پای درخت ریخته می شد و چه گریه ها و التماسهاو بر طبل ناتوانی خویشتن کوبیدنها !!
چند ماه بعد کاس آقا از همه جا بیخبر عزم برگشتن کرد و در بازگشت به فکر درخت نشان کرده اش بود.
هنگامی که به آن رسید ، تعجب کرد . چون درخت خشکیده بود و فکر کرد دیگران هم حتما مثل او تصمیم به قطع درخت گرفته اند . ولی این حق او بود. با داسی که باخود به همراه داشت شروع به بریدن درخت کرد . ملا از دور او را دید .فریادی برآورد که آهای مردم ، چه نشسته اید ! کاس آقا کافر شده است . او به درخت حاجات و شال سبز ما تبر میزند و میشکند.!! مردم همه با سلاحی به سمت کاس آقا رفتند.خونش حلال بود . به امامزاده..........!!!
آری خون کاس آقا پای همان درخت ریخت. و همان جا او را دفن کردند. مردم گروه گروه به زیارت میروند. گروه گروه و پارچه سبز نشانه کاس آقا هنوز مانده است.امامزاده حاجت روا می کند. و دیده ها یی که جای عقل را گرفته اند. و تاریخ هنوز خود را آبستن حوادثی اینچنین میبیند. و شاید امامزاده ایی راستین که در حقیقت تاریخ نظاره گر ما هستن و بر بشریت اندوهناک میشوند.( با سپاس از کسی که هنوز پا بر جا مانده است و فومنی عزیز ما.)
چقدر باید بدانیم ؟ و چرا اصلا؟
شاید خیلی چیزارو ما آدما میدونیم یا میخونیم یا میشنویم اما گاهی بعضی دانستنیها و یاد آوریشون برای آدم قابل توجه تره. مثل یه سری از اونا که یکی از دوستانم برام فرستاد و خواهش کرد تا برای وبلاگم بزارم. خوندمشون. قابل توجه بودن و البته قبلا هم شنیده بودم. میخوام با خوندنشون دوباره و کمی دقیق تر بیندیشید.
آيا میدونستید که: در انگلستان باستان روابط جنسي بدون اجازه پادشاه قدغن بوده است. کساني که تصميم به بچه دار شدن داشتند بايد درخواست رسمي خود را به دولت پادشاهي عرضه ميداشتند و به آنها لوحي داده ميشده که هنگام برقراري روابط جنسي بر در خانه خود آويزان کنند که بر روي آن اين جمله حک شده بوده است: (زنا ! بر حسب اجازه از پادشاه.. اوووووووووه..
یا این که: در مجسمه هايي که براي يادبود سربازها ميسازند: اگر 2 پاي اسب بالا باشد آن سرباز در ميدان جنگ کشته شده. .اگر 1 پاي اسب بالا باشد سرباز بر اثر جراحات ناشي از جنگ مرده. اگر 4 پاي اسب روي زمين باشد آن سرباز به مرگ طبيعي مرده
جالب تر این که: مهاجرين انگليسي در استراليا با حيوان عجيبي روبرو شدند که بسيار بالا و دور مي پريده. هنگاميکه از بوميان در مورد اين حيوان پرسيده اند آنها در جواب گفته اند: Kan Ghu Ru.. که در زبان انگليسي به Kangaroo تبديل شده است. در حقيقت منظور بوميان اين بوده که "ما منظور شما را نمي فهميم". !!!
آيا ميدانستيد که: هر کدام از شاه هاي ورقهاي بازي نشانگر شاهي در واقعيت است؟
|
♠ پيک: شاه ديويد |
♦ خشت: ژوليوس سزار |
|
♥ دل: شارلماني |
♣ خاج: اسکندر کبير |
جالبتر این که توی حیوانات تنها خوکها بعد از 30 دقيقه به ارگاسم مي رسند؟ یا این که طبق آمار افراد از عنکبوت بيش از مرگ مي ترسند؟و خرسهاي قطبي چپ دست هستند؟!!!آيا میدونستید که: سوسمارها نميتوانند زبانشان را بيرون بياورند؟و البته عجیب تر این که سوسکها تا 9 روز پس از، از دست دادن سرشان قادر به زنده ماندن هستند و تنها به اين دليل مي ميرند که نميتوانند چيزي بخورند؟( حالا خانمها هی جیغ بکشند)تعجب نکنید که ما انسانها احتمالا شباهتی غیر قابل انکار داریم و اونم اینه که انسان و دلفين تنها موجوداتي هستند که براي لذت بردن رابطه جنسي برقرار ميکنند؟!!..دانستن این که امکان ندارد بتوانيد با چشم باز عطسه کنيد؟یا مثلا ستاره هاي دريايي مغز ندارند؟ البته یاد نگیرین که به دوستانتون بگین ستاره دریایی
آيا میدونین که: اديسون از تاريکي مي ترسيده است ؟ و حالا دشمن تاریکی روشنایی رو به وجود میاره؟.
و اونایی که از قبرستون میترسن باید بدونن که ريشه کلمه Cemetry" (قبرستان) در حقيقت کلمه يوناني "Koimetirio" به معني "خوابگاه" است؟..پس خوابگاهم دیگه ترسی نداره . نه؟
اینم حتما میدونید که امکان نداره بتونيد آرنج خود را ليس بزنيد؟و .... پشه ها! با اون جثه ریزشون دندان دارند؟
عصبانی نباشین از این که شاید ندونید 80% افرادي که اين مطلب را ميخوانند سعي مي کنند آرنجشان را ليس بزنند؟
چیه دوست خوب؟ به چی فکر میکنی؟ به آرنجت.لبخند بزن. خشم اصلا.
تو خود بند بگسل و رها شو !
۱. هيچ كس ديگر نمي تواند بند اسارت از پايت بگسلد – تو خود صياد خودي ، چگونه مي توانم آزادت كنم؟
تو خود بند بگسل و رها شو ! توعاشقي بر زنجيره هايت ...... و آزادي از من مي طلبي؟ - چه خواهش عبثي ! ......و تو همچنان بندها مي افشاني – به همان راه مي روي – همان آدم گذشته اي – و همان گياهان را باغباني – كه مي تواند تو را نجات دهد.چرا كسي بايد تو را ناجي باشد – پس تو خود كيستي ؟ چيستي ؟!!اين دو واژه را بايد بفهمي – وجدان و آگاهي .!!
آگاهي از آن تو ست - وجدان را جامعه به تو داده است – اين تحميلي بر آگاهي ا ست.!
قدرتهاي مختلف ، ايده هاي متفاوتي را بر آگاهي تحميل مي كنند _ همه به نحوي اين كار را مي كنند.و هنگامي كه چيزي بر آگاهي تحميل گرديد – ديگر نمي تواني نواي آن را بشنوي - دور مانده ا ست دور دور دور.........!! و کورکورانه میپذری و عادت میکنی.و آن میشود آگاهی و علم عام تو ـ آنی که تحمیل شد!!
۲.انسانهاي ناآگاه قابل پيش بيني ا ند – مي تواني به راحتي به بازيشان بگيري – به انجام كاري وادارشان كني – حرف بر زبانشان بگذاري ـ حتي كارهايي مي كنند كه هرگز قصد انجامشان نداشته اند – و چيزهايي مي گويند كه هرگز قصد گفتنشان نداشته اند. اما انسان آگاه – تنها پاسخ مي گويد : ! او در دستهاي تو نيست تمي تواني تحقيرش كني – تمي تواني به كاري وادارش كني نمیتوانی . و این آگاهیست. .........
در اینجا بزرگترین قاچاقچی ایران را بشناسید!!!
براي اينكه جام شراب زندگيتان هميشه لبريز از عشق باقي بماند ، مي بايست زماني كه حق با شما نيست ، خطايتان را بپذيريد و زماني كه حق با شماست سكوت اختيار كنيد !.درباره خرداد چی میدونید؟ چیزی یادتون میاد؟ اینجا و خرداد رو بخونید. برای من جالبه.
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|