عاشق نوشتنم . بعد از ترانه قلم يگانه ترين مونسم. |
شرمساری برای ایرانیان (۲)
نيمه دهه ۷۰ پررونق ترين سال های فعاليت عاملان سقط های غيرقانونی بود. اخبار گفته و ناگفته حکايت از آن داشت که در اغلب شهرها مکان هايی مخفی، چهره های مخفی تری را در خود پنهان کرده که با احتساب تمام احتياط های لازم از بروز علنی شدن فعاليت ها، حداقل روزانه سه زن را در تهران کورتاژ می کردند. اين چهره های مخفی الزاما پزشک و متخصص و جراح زنان نبودند. در موارد بسياری شنيده شد که دانشجويان سال های سوم و چهارم پزشکی، پرستارها، ماماها، تزريقاتی ها و حتی افرادی که به دليل تخلف از قوانين پزشکی در استفاده جعلی از عنوان پزشک تحت پيگرد قانونی بودند مبادرت به سقط جنين می کردند. هرچقدر فعاليت اين افراد زيرزمينی و مخفی بود، مراجعان، ناشناخته تر بودند و البته تنوع چهره مراجعان هم محدودتر. درصد عمده زنانی که به سقط جنين غيرقانونی متوسل می شدند، دختران و زنانی بودند که به دليل روابط نامشروع پيش و پس از ازدواج نمی توانستند برای حضور سئوال برانگيز يک موجود ناخواسته، پاسخی به جامعه پيرامون خود بدهند، بنابراين به محض بروز نخستين نشانه های بارداری اقدام به کورتاژ می کردند. اما درصد بسيار محدود و قليلی هم زنان شوهرداری بودند که به سبب بارداری ناخواسته از يک سو و منع قانونی سقط جنين در بيمارستان ها و مطب ها که پيگيری مجوز قانونی آن بسيار نفس گير بود، دست به دامان عاملان کورتاژ غيرقانونی می شدند. البته در همان سال ها و هنوز هم، بعضی از متخصصان بيماری های زنان، با عناوين متفاوتی غير از کورتاژ در مطب يا بيمارستان محل کار خود، سقط جنين را انجام می دهند که فقط برای مشتريان آشنا و مطمئن صورت می گيرد. اما در آن سال ها، از آنجا که حتی اين متخصصان هم از عواقب برملا شدن عمل غيرقانونی خود وحشت داشتند، يا از پذيرفتن بيمار سرباز می زدند يا رقم های هنگفتی برای عمل مطالبه می کردند که در هر دو صورت و به خصوص به دليل دوم، از آنجا که دستمزد عاملان غيرمتخصص هم به مراتب کمتر از پزشکان بود، مراجعان، ناگزير عامل غيرمتخصص را به پزشک ترجيح می دادند. هرچندکه انجام سقط جنين توسط پزشک متخصص زنان خطرات به مراتب کمتری داشت و اين متخصصان صرفنظر از آن که يک عمل غيرقانونی انجام می دادند، از احتياط ها و ضرورت های لازمه هر عمل جراحی کوتاهی نمی کردند. اما دليل ديگری هم می توانست زنان را ترغيب کند که خطرات سقط جنين غيرقانونی را به عواقب اجتماعی آن ترجيح بدهند و آن سرعت بسيار بالای عمل سقط جنين بود که به گفته يکی از همين افراد به سرعت يک چشم بر هم زدن بود. ماهيت و عمل غيرقانونی هم ايجاب می کند که بی سروصدا، مخفيانه و با کمترين نمودهای علنی صورت پذيرد. به جز درصد کمی از مراجعان که زنان شوهرداری بودند که به دليل بارداری ناخواسته، فرصت ناکافی برای کسب اجازه قانونی، و ناتوانی از پرداخت دستمزد هنگفت پزشک و هزينه بيمارستان به اين افراد غير متخصص مراجعه می کردند، درصد عمده شامل زنانی بود که علنی شدن روابط نامشروع، به خودی خود می توانست عواقب زيانباری را متوجه آنان کند چه رسد به آن که اين روابط منجر به بارداری و تولد يک موجود فاقد هويت هم بشود. مخفی گاه های سقط جنين سرعت و سکوت را پيشه می کردند. نسخه ای که برای مراجعان هم پيچيده می شد و به همين دليل تعداد پرونده های قضايی برای متخلفان اين عمل- عاملان و مراجعان- چندان زيادنيست زيرا معدود اتفاق می افتاد که مأموران بتوانند موفق به کشف اين مخفی گاه يا دستگيری عوامل سقط جنين بشوند. با وجود تراکم چشمگير تقاضا، هر لحظه و هر زمان ممکن نبود که بشود اثری از فعاليت های چنين افرادی به دست آورد. بيماران باوقت قبلی و معمولا در ساعت های پر رفت و آمد به دليل جلب توجه کمتر، مراجعه می کردند. زمان عمل بيش از يک ربع و زمان استراحت بيمار تا رفع علائم بيهوشی بيش از يک ساعت طول نمی کشيد و هيچ بيماری اجازه نداشت که بيش از اين در محل بماند. بيماران هيچ کدام با يکديگر مواجهه حضوری نداشتند و اگر هم داشتند، هيچ کدام نمی دانستند که ديگری برای چه کاری مراجعه کرده است. زيرا به افراد گفته شده بودکه مشکل خود را حتی از منشی و مستخدم آن محل هم مخفی کنند. دستمزدها معمولا به حساب بانکی يک اسم ناشناس واريز می شد و بنابراين تلاش برای زدودن و کم رنگ کردن هر نشانه ای از فعاليت های غيرقانونی صورت می گرفت. بنابراين در دهه ۷۰، از نمای بيرونی هيچ خانه ای نمی شد حدس زد که در پشت درهای بسته اش چه می گذرد. پديده دختران فراری تازه چهره نشان داده بود و اخبار، از رشد روابط نامشروع در ميان دختران مجرد يا حتی زنان شوهردار خبر می داد. می توان اين گمان را به يقين نزديک کرد که حداقل در هر منطقه تعداد چشمگيری از غيرمتخصصان سقط جنين غيرقانونی فعال بودند. شايد مناطقی از مرکز تا جنوب شهر هم می توانست تعداد بيشتری از اين مکان ها را در خود جای داده باشد چنان که تراکم فشرده جمعيتی در مرکز و جنوب شهر همواره پوشش مناسبی برای انواع بزهکاری ها و ناهنجاری های اجتماعی بوده است. اما از سال های پايانی دهه ۷۰، از رونق فعاليت گسترده اين شبکه در تهران تا حد چشمگيری کاسته شد. و اين کاهش نه به سبب نزول آمار بارداری های ناخواسته و نامشروع بود چنان که از همان سال ها اتفاقا رشد لاقيدی های اخلاقی چندان طعم گزنده ای داشت که مسئولان امور اجتماعی را وادار به پذيرفتن آمار تصاعدی مفاسد اجتماعی نسبت به سال های گذشته کرد. بلکه کاهش فعاليت به سبب حضور پديده جديدی بود که توجه مأموران را از مبارزه با عاملان سقط جنين جنايی منحرف کرد.
ورود داروهای سقط جنين به بازار مصرف داخلی، اتفاق تازه ای نبود. اين داروها توسط .....
از آن زمان كه آرزو، چو نقشي از سراب شد . تمام جستجوي دل، سوا´ل بي جواب شد


اگر تو بروی , که من میدانم باید بروی,دیگر چیزی در دنیا برای اعتماد کردن باقی نخواهد ماند.
تنها اطاقی تهی, پر از فضای خالی! مانند آن نگاه تهی که در چهره ات می بینم.
آیا اکنون که پشت می کنی, می توان به تو بگویم :
که تا سلام بعدی ذره ذره خواهم مرد؟
اگر تو بروی, دور شوی, دور شوی ....
اما اگر تو بمانی ، روزی را برایت خواهم ساخت که شبیه اش تاکنون نبوده و شاید دیگر نخواهد بود.ما در آفتاب خواهیم راند.
ما در باران خواهیم تاخت.و با درختان حرف خواهیم زد. و باد را پرستش خواهیم نمود.
اما اگر تو بروی من درک خواهم کرد.پس به قدر پرکردن دستانم برایم عشق بگذار.
اگر تو بروی, دور شوی, دور شوی ...!!! برو بابا اصلا !
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|