تبليغاتX
صفاییه
 
عاشق نوشتنم . بعد از ترانه قلم يگانه ترين مونسم.
 

بکنیم یا نکنیم ؟ بدهیم یا ندهیم ؟!

 1. همزمان با گراميداشت روز كارگر و روز معلم و روز پرستار به هر يك از كاركنان استانداري و فرمانداريها و بخشداريهاي تابعه استان ايلام مقادير قابل توجهي برنج روغن مرغ و چاي داده شده است .»
 «اين اقدام موجب شده مردم منطقه در محافل خصوصي از همديگر بپرسند اين مناسبت ها چه ربطي به كاركنان ارگان هاي تابعه وزارت كشور دارد لابد دريافت كنندگان هم مي گويند ايكاش هميشه انتخابات باشد!» راستی شعور ملت چه قدر است ؟ چند کیلو سیب زمینی؟ این گرگ سالهاست که با گله آشناست .

 2. بازرگاني مال دار زني داشت صاحب جمال و جوان، او به زن عاشق، ولي زن از شوهر گريزان، چنانكه زن لحظه اي در كنار بازرگان نزيست.تا شبي دزدي به خانهء ايشان رفت. بازرگان در خواب بود. زن از دزد بترسيد و پيش شوي رفت و او را محكم در آغوش گرفت. بازگان بيدار شد و گفت: اين چه محبت است و به كدام خدمت سزاواز اين نعمت گشته ام؟؟!!و چون دزد را ديد و علت را دانست- گغت: اي دزد شير مرد مبارك قدم! هر چه مي خواهي از مال بردار كه حلالت كردم چون به يمن قدم تو اين نعمت يافتم . !

 3. میخندم و میگریم و می شنوم که این روزها همه میگویند میکنی یا نمیکنی؟ و میدهی یا نمیدهی؟ و همه میخندیم و میگرییم و هیچ .! نه برای شرکت کردن و نکردن و نه برای رای دادن و ندادن . برای بازیچه شدن و بازیچه ماندن .وقتی که نمیتوانی در فردای این شرکت کردنها و رای دادنها نشانی از حرفها و دردها بیابی و نفسی دیگر نخواهد بود که فریاد کنی آنچه که میخواهی و گوشی که حتی نه نجوایت که فریادت را بشنود و ما را هم ببیند ، حتی اگر تمام قد روبرویشان بایستی. و شاید باور نکنی که همین است برادر روزگار تلخ ما. اما چه باید کرد .شاید تا تو چشم وا کنی ، سحر شده و باران باز بیاید و مردی با اسب.

 حرف آخر برای تویی که میخوانی مرا :

به من نگاه کن واسه یه لحظه...نگات به صد تا آسمون میارزه
من از خدامه که بکشم نازتو....تا بشنوم یه لحظه آوازتو .

  نوشته شده در  یکشنبه 1388/02/20ساعت   توسط باقری  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM