تبليغاتX
صفاییه - و وقتی حال ما خراب است...
 
عاشق نوشتنم . بعد از ترانه قلم يگانه ترين مونسم.
 
 

و وقتی حال من خراب است...

۱.چهار چيز است که نمي‌توان آن‌ها را بازگرداند... سنگ ... پس از رها کردن! حرف ... پس از گفتن! موقعيت... پس از پايان يافتن! و زمان ... پس از گذشتن

2.این هم یه شعر واسه بعضی دخترهای امروزی : آخر یه روز تیک میگیری ، لباسهای شیک میگیری ، بابات را میکنی کچل ، تا بینی رو کنی عمل ، با همراهت زنگ میزنی ، عینک رنگ رنگ میزنی ، این دل و اون دل میزنی ، هی به موهات ژل میزنی ، جنس لباسات تریکو ، موزیک فقط از انریکو ، جوراب های فسقلکی ، روسری های الکی ، با اشوه های شُتری ، میشینی پشت موتوری ، تو خیالت خیلی تکی ، فکر میکنی با نمکی ، خوشی با این تیپ خفن ، حالا قشنگی مثلا ......

3. حالا برو بخواب ! و به یاد بوسه های هدر رفته باش . اندیشه های باطل در دریوزگی خلوت درماندگیت ! کاش باد مرا با خود ببرد. ببرد. کاش.یادم اومد یه شعر زیبای من از زبان طلیعه عزیز که میستایمش هر جا که هست.

4.  شراب . طعم تو را می‌دهد . لا به لای بوسه‌ها ...

لا به لای بوسه‌‌ها

لا به لای

لا به

 لا

ی

بوسه‌ها

مست می‌شوم و آخر سر

در آغوش تو

آ

غو

ش

تو

مستی اما تقصیر شراب نیست.. گمانم

طعم گس آغوش توست ... در کشاکش تب‌آلوده‌ی تابستان و

عقربه‌های تنبل ... که  هی کش می‌آیند و

نفس نفس  ... و جان کندن پنکه‌ی بزرگ سقفی

که دست انداخته به گردن سقف و

 من به گردن تو

که هی چرخ می‌خورم و

چرخ می‌خوریم و

مست ......
  نوشته شده در  شنبه 1386/06/31ساعت   توسط باقری  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM