عاشق نوشتنم . بعد از ترانه قلم يگانه ترين مونسم. |
۲.در زندگي افرادي هستند كه مثل قطار شهر بازي مي مونن. از بودن با اونا لذت مي بري ولي باهاشون به جايي نمي رسي.
۳.من مردي را ميشناسم نيممرده و خاموش که نه گوش به زنگِ در دارد، نه نامه پاسخ ميدهد و نه حتا دگر فريادي برميکشد. مردي که روزگاري هر روز هياهوکنان از کوچه گذر ميکرد و از اقتدار سخن ميراند. مردي که اينک در هزارتوي زندهگي و برق سکهها گمگشته است و گهگاه واژهاي با سر انگشتي خسته بر غبار پنجره نقش ميکند تا بگويد که .... هنوز نفسي هست
۴. بدون شرح

حاليه !!!!!
اين روزهايم ، بحرانی و بارانی ست .اين شب هايم ، بی خوابی و طوفانی ست .
تسليم جريان نامعلومی هستم که حتی نامش را هم نمی دانم .
زندگی - سرنوشت - حکمت - بی عقلی - خودخواهی - اراده -غرور - ديوانگی - استقلال -
به شکل عجيبی درونم نا آرام است و آينده ام نامعلوم و مسئوليتم سنگين .
کمی ديگر مچاله ی مچاله خواهم شد .ديگر توان پرداخت هزينه های سنگين تجربه را مثل قديم تر های نه چندان دور ندارم .حوصله ی درست و حسابی هم ندارم . خدايا .. خدایا...
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|