تبليغاتX
صفاییه - هنوز نفسی هست که بنویسم.
 
عاشق نوشتنم . بعد از ترانه قلم يگانه ترين مونسم.
 
 ۱. پازل زندگی آدم ها به تنهایی پیچیده نیست !! ... پیچیده می شود وقتی کسی از بعضی قطعه های پازلت خوشش بیاید و با خودش ببرد ، پیچیده تر می شود وقتی کسی بیاید " تمام قطعاتش را روی قطعه های پازلت بریزد، بعد بگوید : " بیا دو نفری پازلمون رو بسازیم.

۲.در زندگي افرادي هستند كه مثل قطار شهر بازي مي مونن. از بودن با اونا لذت مي بري ولي باهاشون به جايي نمي رسي.

۳.من مردي را مي‌شناسم نيم‌مرده و خاموش که نه گوش به زنگِ در دارد، نه نامه پاسخ مي‌دهد و نه حتا دگر فريادي برمي‌کشد. مردي که روزگاري هر روز هياهوکنان از کوچه گذر مي‌کرد و از اقتدار سخن مي‌راند. مردي که اينک در هزارتوي زنده‌گي و برق سکه‌ها گم‌گشته است و گه‌گاه واژه‌اي با سر انگشتي خسته بر غبار پنجره نقش مي‌کند تا بگويد که ....  هنوز نفسي هست

۴. بدون شرح

حاليه !!!!!

اين روزهايم ، بحرانی و بارانی ست .اين شب هايم ، بی خوابی و طوفانی ست .

تسليم جريان نامعلومی هستم که حتی نامش را هم نمی دانم .

زندگی - سرنوشت - حکمت - بی عقلی - خودخواهی - اراده -غرور - ديوانگی - استقلال -

به شکل عجيبی درونم نا آرام است و آينده ام نامعلوم و  مسئوليتم سنگين .

کمی ديگر مچاله ی مچاله خواهم شد .ديگر توان پرداخت هزينه های سنگين تجربه را مثل قديم تر های نه چندان دور ندارم .حوصله ی درست و حسابی هم ندارم . خدايا .. خدایا...

  نوشته شده در  جمعه 1386/09/30ساعت   توسط باقری  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM